+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 آذر1393ساعت 1:12 PM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 

 

درس زندگی که در هیچ مدرسه ای یاد نمی دهند!  

 همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .

مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.

در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره کرده ایم که براحتی می توانید از آنها بهره بگیرید :
 
 1-     طبق گفته ی Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید " ، این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.

2-     "زندگی غیر قابل پیش بینی است " و ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد " . فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!

3-     خسته کننده ترین واژه در هر زبان " من " است . بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی که در مورد خود با تکرار " من " توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه  "اعتماد به نفس "

4-      انسانیت مهم تر از مادیات است

اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.

5-     به غیر از خودتان ، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کند !

رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما  خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود.

6-     درجه ی کمال و شخصیت

کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید .

7-     بیاموزید که خود ، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید.

انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میکنیم ،  ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم که  از  زندگی  لذت نمی بریم نه دیگران !!

8-     "خنده" داروی هر "درد"  است .

با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید.

9-     تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه ، را فراموش نکنید.

 سلامتی خود را  دست کم نگیرید . با رعایت  این  نکات ، از وضعیت  جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید .

10-اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی که می خواهید ، می رساند .

هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید.

11-تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند !

از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال کنید.

12- شکست را بپذیرید .

هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می گفت :" من شکست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید

13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید .

یکی از بودائیات پیر چنین می گوید :" یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".

14- از محبت به دیگران دریغ نکنید .

زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید .

15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است

همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق  و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 آذر1393ساعت 12:40 PM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 

 

تعریف جدید هوش: کسی که بتواند در شرایط مختلف خود را با شرایط پیش آمده سازگار سازد...

 

درس پشت درس، دارید می‌افتید؟ کم کم دارد از تحصیلات آکادمیک حالتان به هم می‌خورد؟ آیا واقعا چون نمی‌توانید درس‌هایتان را پاس کنید، ضریب هوشی تان پایین است؟ هستید؟ آیا فقط آنهایی که مدرک دکترا و فوق لیسانس‌شان را قاب گرفته‌اند و زده‌اند بالای میز کامپیوترشان، باهوش هستند؟
تا موقعی که هوش به معنی همین آی‌کیویی بود که از تست‌های سنتی به دست می‌آمد بله؛ باهوش‌ترین‌ها همان آقا مهندس‌ها و خانم دکتر‌ها بودند. اما نظریه‌های جدیدتر هوش، چیز دیگری می‌گویند.
آنها برگشته‌اند به تعریف اصلی هوش یعنی (توان سازگاری و پیشرفت در شرایط مختلف) و به این نتیجه رسیده‌اند که یک مکانیک ماهر با تحصیلات سیکل، یک نوازنده دوتار بی‌سواد، یک فوتبالیست لیگ برتر یا یک کشاورز که از زمینش محصول بیشتری برداشت می‌کند هم باهوش هستند.
در واقع هوش‌ها انواع و اقسام دارند؛ باید هر کسی در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصیلات و شغلش را بر پایه آن قرار دهد. هوارد گاردنر روان‌شناسی بود که اولین بار این حرف را بر سر نظام آموزشی سنتی دنیا فریاد کشید: با هوش کسی است که بتواند در شرایط مختلف خود را با شرایط پیش آمده سازگار سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 آذر1393ساعت 12:37 PM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 

 

چنانکه آموخته های فرد متناسب با توان و استعدادهای بالقوه اش باشد یا فاصله ای بین توان بالقوه و توان بالفعل دانش آموز نباشد می گوئیم پیشرفت تحصیلی اتفاق افتاده است.

وضعیت فرهنگی خانواده:
در خانواده هایی که والدین از طریق کلام و رفتار به علم دانش آموز و معلم او احترام می گذارند موفقیت تحصیلی در این خانواده ها بیشتر مشاهده می شود. همچنین در خانواده هایی که والدین با کتاب، روزنامه و مطالعه سروکار دارند علاقمندی فرزند هم به مطالعه و بخصوص درس افزایش می یابد.

آرامش روانی و عاطفی خانواده:

در خانواده هایی که فرزندان احساس امنیت روانی می کنند و پیوسته پدر و مادر را حامی و پشتوانه خود می دانند انرژیهای روانی آنها برای تحصیل و موفقیت صرف می شود.

نوع دوستان دانش آموز و ویژگی های آنها:

داشتن دوستان صمیمی، نیکوکار، شاداب، سالم و درسخوان زمینه علمی بودن و به مطالب علمی پرداختن را فراهم می کند. ارتباط با دوستان علمی و تلاشگر، جذب گروه علمی شدن و توانایی های خود را نشان دادن باعث می شود رفتارهای علمی هم شکل بگیرد.

آموزشهای تقویتی:

والدین باید این اصل تربیتی را بیاموزند که همه دانش آموزان در یک زمان ثابت به یک سطح یادگیری نمیرسند بلکه زمان برای آنها متفاوت است. گاهی لازم است ساعات درسی افزایش یابد و یا استفاده از معلم کمکی، کتاب راهنما، سی دی های آموزشی و حضور در کلاسهای جبرانی بسیار مناسب و مفید خواهد بود.

انجام منظم تکالیف درسی در منزل:

انجام منظم تکالیف، آموخته ها را پایدار میکند. بین دانش آموز و مطالب درسی ارتباط شناختی ایجاد می کند. نظم در انجام کارها و آموزش، مغز را برای یادگیری فعالتر می کند و این دانش آموزان درسها را خوب یاد گرفته و پیشرفت می کنند.

آشنایی والدین با ویژگی های روانی فرزندان:

در خانواده هایی که والدین با ویژگی های روانی و شخصیتی فرزندان خود آشنایی دارند و آنها را ارضاء می کنند، تشویق فرزندان و پاداش دهی به موقع، علاقمندی آنها را برای یادگیری بالا برده و موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود.

رفتار معلم و نوع برخورد او در کلاس:

یک تحقیق نشان می دهد 71% دانش آموزان علت پیشرفت تحصیلی خود را "همدلی معلم" با آنها می دانند. آنها گفته اند ما در کلاس با این معلم راحت بودیم و این راحتی باعث می شد ما مطالب را راحت تر یاد بگیریم. یک معلم مهربان و صمیمی می تواند حتی خلاء عاطفی و روانی دانش آموزان را که با مشکلات خانواده ارتباط دارد پر کند. تشویق زبانی معلم و پاداش دادن او انرژیهای روانی فرد را فعال کرده و روز به روز پیشرفت تحصیلی و تعادل رفتاری دانش آموز بهتر خواهد شد.


boredrNews

افت تحصیلی چیست و عوامل موثر بر آن کدام است؟


وقتی فاصله بین استعداد بالقوه فرد و استعدادهای بالفعل او مشهود و زیاد باشد می گوئیم افت تحصیلی اتفاق افتاده است. افت تحصیلی فقط تجدیدی و مردود شدن نیست بلکه وقتی که یادگیریهای دانش آموز از توان بالقوه و حد انتظار کمتر باشد افت تحصیلی اتفاق افتاده است.

- ضریب هوشی پایین:

دانش آموزی که ضریب هوشی (آی کیو) او 70 به پایین است طبیعتا در آموزش مشکل خواهد داشت. نباید دانش آموز را با دیگری مقایسه کرد بلکه باید کاری کرد که از استعدادهای حاضر بهترین استفاده را ببریم. احترام به هوش فرزندان، پذیرش آن از سوی خانواده و معلم و تلاش برای فعال کردن آن از ضروریات امور تربیتی است. دانش آموز با داشتن ضریب هوشی متوسط ( 100 ) می تواند به درجات علمی خوبی برسد به شرطی آنکه امکانات روانی، محیطی و آموزشی مناسب هم فراهم باشد.

- بیسواد بودن والدین و عدم رفع اشکالات درسی دانش آموز:

بیسواد بودن والدین و ناتوانی آنها در هدایت تحصیلی فرزندان و رفع اشکالات درسی آنها یکی از عوامل مهم افت تحصیلی دانس آموز است. هوش و توان تحصیلی در این خانواده ها آسیب می بیند و فرزند روزبروز از نظر اعتماد بنفس به تحلیل می رود. بهتر است والدین به سوی با سواد شدن قدم بردارند و آموزش ببینند تا بتوانند با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند و به آنها در یادگیری کمک کنند.

- مدرسه هراسی و ترس از معلم:

گاهی مدرسه هراسی و ترس دانش آموز از معلم آنقدر بالاست که تعادل روانی و رفتاری او را بهم می ریزد. اضطراب در احساس دانش آموزان اثر می گذارد، تمرکز ذهن را مختل می کند و هیجانات فرد از تعادل خارج می شود. دانش آموز در کلاس باید بتواند از معلم سوال کند و پاسخ بشنود. نباید دانش آموز پیش دیگران مسخره شود. تنبیهات شدید معلم هم باعث مدرسه گریزی دانش آموز می شود.

- نداشتن ارتباط بین والدین و مدرسه:

نبودن رابطه بین اولیاء و مدرسه باعث فراموش شدن معلم و دانش آموز می شود. ضعفهای او پنهان می ماند، اشکالات رفتاری و درسی رفع نمی شود. داشتن نمرات پایین و تکرار آنها بی کفایتی دانش آموز را تقویت می کند و ادامه این روند افت تحصیلی را بدنبال خواهد داشت. در مدرسه باید شرایطی فراهم شود که والدین بتوانند با آرامش و عزت نفس با مدیر، معلم و فرزند خود ارتباط برقرار کرده و درباره اخلاق، رفتار، درس و تلاش او جویا شوند.

- نبودن آرامش روانی و عاطفی در منزل:

عدم امنیت روانی در منزل، انداختن ترس و لرز بر جان فرزندان، کتک کاری بین زن و مرد، طلاق و جدایی، اعتیاد والدین، فقر و نداری، مهاجرت های تحصیلی و... از جمله عواملی هستند که در افت تحصیلی فرزندان بسیار موثرند. نمی توان بد زندگی کرد اما خوب تربیت نمود، بلکه در منزل باید زمینه های آرامش روانی، عزت نفس، پذیرش فرزندان، احترام به آنها، کنترل واژه ها و گرامی داشتن تلاش فرزندان در نظر گرفته شود تا دانش آموز با راحتی خیال، احساس ارزشمندی و احساس امنیت روانی به تلاش و تحصیل خود ادامه دهد.

- بکار بردن واژه های تحقیر آمیز در منزل:


نوع واژه هایی را که والدین در منزل بکار می برند اگر تحقیر آمیز و همراه با توهین باشد و این روند ادامه یابد آثار سوء روانی در فرزندان و حتی خود والدین می گذارد. واژه های منفی احساس بی کفایتی را در فرزندان تقویت می کند. دانش آموز خود را شایسته آموختن نمی داند و می گوید: من توان خواندن این درس را ندارم و یا من هرگز به جایی نمیرسم. این نگرش و خودپنداره دانش آموز درباره خود، ریشه در دوران کودکی و خانواده دارد. توهین به هوش دانش آموز و مسخره کردن نمره دریافتی او و مقایسه کردن فرزند با دیگران و همچنین بد گویی پشت سر معلم دانش آموز و به استهزاء گرفتن آموزش و پرورش از سوی "والدین ناوارد" از عوامل مهم افت تحصیلی فرزندان است. والدین اگر فرزندان سالم، نیکوکار و درسخوان می خواهند اولین کار این است که باید در منزل واژه های خود را کنترل نمایند. کلماتی را بکار ببرند که شادابی، خودارزشمندی، تلاش و "خودپنداره مثبت" را تقویت کند.

- روش مطالعه غلط و معنی دار نبودن آموخته ها:

خوابیده درس خواندن، قدم زنان درس خواندن، در جای بسیار نرم نشستن، نزدیکی زیاد چشم به کتاب، رعایت نکردن استراحت در طول مطالعه، نداشتن تمرکز و دقت، شلوغ بودن روی میز مطالعه و... باعث می شود یادگیری به نحو مطلوب اتفاق نیافتد و ما نتوانیم در امتحان نمره مناسب بگیریم.

- کارا نبودن معلم در تدریس:

معلم باید با علم روانشناسی و تدریس روز آشنا باشد. از دانش آموزان درباره شیوه تدریسش نظرخواهی کند و با همکاران موفقش مشورت کند.

- اختلات شخصیتی و مشکلات جسمانی کودک:

گاهی علت افت تحصیلی دانش آموز به ویژگی های روانی و شخصیتی فرد برمی گردد. بیش فعال بودن کودک، اختلال سلوکی، افسردگی های خفیف، نگرانی از خانواده، مهاجرت از مدرسه قبلی، آزار و اذیت دانش آموزان، طلاق و جدایی، بی سرپرست بودن یا بد سرپرست بودن دانش آموزان و مشکلات شخصیتی دیگر می تواند افت تحصیلی رابرای فرزند فراهم کند. گاهی علت مشکلات تحصیلی و یادگیری دانش آموز مشکلات فیزیولوژیکی و بدنی است. کم خونی، بیماری قند، داشتن انگل، اختلال در غده تیروئید، صرع خفیف و ناشناخته و... از جمله عواملی هستند که می تواند در تحصیل دانش آموز اثر گذاشته و افت تحصیلی را بوجود آورند.

- اضطراب در امتحان و ترس از نمره کم:

اضطراب در امتحان اگر شدید باشد تمرکز فرد، مختل شده و پردازش مطالب در ذهن بهم می ریزد و باعث افت تحصیلی می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 آذر1393ساعت 12:35 PM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 

تاریخچه

سنگ بنای کپنهاگ را در سال ١١٦٧ اسقف آبسالونِ سرسخت گذاشت؛ کسی که قلعه‌ای نظامی در جزیره‌ی اسلاتشولمن ــ‌یکی از جزایرِ کپنهاگ امروز‌ــ ساخت تا از روستای کوچک و بی‌حفاظی که در بندرگاه بود دفاع کند. ساختنِ قلعه که تمام شد، روستای بندرگاهیِ قصه‌ی ما هم بزرگ شد و اسمش را کمندس‌هاون، یعنی بندر بازرگانان، گذاشتند؛ جایی که بعدها «کپنهاگ» شد.  قلعه‌ی آبسالون تا سال ١٣٦٩ میلادی سر پا بود، اما بالاخره در حمله‌ی ائتلاف هانزا ویران شد. در سال ١٣٧٦، مردم شهر ساختنِ قلعه‌ی جدیدی را، به اسم قلعه‌ی کپنهاگن، شروع کردند و سال ١٤١٦ هم برای زندگی به این شهر آمد و کپنهاگ پایتخت دانمارک شد. اما در نیمه‌ی اول قرن هفدهم، زمان حکومت کریستین چهارم، بود که کپنهاگ حسابی رونق گرفت. او دو قلعه‌ی جدید و ده‌ها عمارت بزرگ در شهر ساخت که رصدخانه‌ی روندِتارن و ساختمان خیره‌کننده‌ی بورسِن، نخستین بازار سهام اروپایی، هم در میانشان بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آبان1393ساعت 1:39 PM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 
 یقین که اتش دوزخ حرام گردیده                        به جسم ان که بود یار اشنای حسین  

ماه محرم را بر همه عاشقان ان امام دلسوز تسلیت عرض می کنیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آبان1393ساعت 11:12 AM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 

به نام خدا

هموطنان عزیز ساکن  دانمارک

مدرسه جمهوری اسلامی ایران در کپنهاگ پذیرای فرزندان شما جهت آموزش براساس برنامه های آموزش وپرورش ایران می باشد و از رسمیت در مقطع ابتدایی بر خوردار است .این مدرسه برای مقاطع راهنمایی و دبیرستان نیز بر گزار کننده کلیه امتحانات به صورت رسمی است .

کلیه دانش آموزانی که مدتی در ایران تحصیل نموده و  همراه با اولیای خود به دانمارک نقل مکان نموده اند ، به شرط داشتن اقامت معتبر ، می توانند با ارائه مدارک تحصیلی  برای ادامه تحصیل به مدرسه جمهوری اسلامی ایران در دانمارک مراجعه و ثبت نام نمایند .

اگر فرزندان شما در منزل به فراگیری زبان فارسی  مشغول هستند و به عبارت دیگر همزمان با تحصیل در مدارس دانمارکی،  به تحصیل در دوره ابتدایی مدرسه ایرانی نیز علاقه مند می باشند ، می توانند  با ثبت نام در این مدرسه به عنوان داوطلب آزاد  در پایان سال تحصیلی (خرداد ماه )  در امتحانات شرکت نمایند و در صورت قبولی ،مدرک رسمی دریافت دارند . از نظر مدارک تحصیلی و قابلیت ادامه تحصیل ، هیچ تفاوتی بین دانش آموزان و داوطلبان آزاد  درایران وکپنهاگ وجود ندارد . اینگونه دانش آموزان می توانند  در صورت انتقال به ایران  در پایه بعدی ثبت نام نموده و ادامه تحصیل دهند .

 ثبت  نام  در مدرسه جمهوری اسلامی ایران در کپنهاگ،  به عنوان داوطلب آزاد  در تمام مقاطع ، راهنمایی، دبیرستان(علوم ریاضی، علوم تجربی، علوم انسانی) و پیش دانشگاهی(ریاضی، تجربی، انسانی) نیز میسر است . امتحانات پایان سال در همه مقاطع نامبرده شده در صورت وجود متقاضی برابر برنامه ارسالی از ایران برگزار می شود.

+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 9:51 AM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 
کلاس های مجتمع با جدید ترین روش های برتر بر اساس آخرین تالیف کتب درسی در سه دوره ی تحصیلی در سال جاری فعالیت می کند

 

ini1x6tqo8xb5j5tkdny.jpg       t1kfm4brpx6azqmj5gs.jpg

+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 9:47 AM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 
مقاله عاطفه رسولی نفر برگزیده دختران

 

به نام خدا

 

عنوان تحقیق:

واقعه غدیر خم

 

 

 

مدرسه جمهوری اسلامی ایران – دانمارک

 

 

 

 

 

 

عاطفه رسولی

مهر ماه 1393

 

 

فهرست مطالب:

 

 

 

غدیر در لغت

غدیر در مکان و زمان

غدیر با کلام پیامبر

غدیر و مسلمانان

غدیر در تاریخ

غدیر و کینه ها

 

 

 

غدیر در لغت

غدیر. [ غ َ ] (ع اِ) آبگیر و تالاب که آب باران و سیل در آن جمع شود و ماند.  هر آب بارانی که در گودالی جمع شده باشد خواه بزرگ و خواه کوچک ، و به هر حال به تابستان نمی ماند. (دهخدا)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 9:45 AM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  | 
مقاله محمد حسین پاک پرور نفر برگزیده پسران

 

بسمه تعالی

 

مقاله ای به مناسبت  عید غدیر خم

 

محمد حسین پاک پرور

کلاس هفتم

مدرسه جمهوری اسلامی ایران

کپنهاگ

 

 

18 ذی الحجه برابر با 25 مهر 1393

 

 

 

 

 

به نام خدا

فهرست مطالب

حدیت منزلت غدیر(از حضرت علی ع )

ماجرا و تاریخچه غدیر

اعمال مستحبی روز عید غدیر

نکات مهم خطبه غدیریه که در روز عید توسط پیامبر (ص) اعلام گردید

 

قال على (ع)إن هذا یوم عظیم الشأن ، فیه وقع الفرج ، ورفعت الدرج و وضحت الحجج و هو یوم الیضاح والافصاح من المقام الصراح ، و یوم کمال الدین و یوم العهد المعهود ... ( بحارالانوار ، 97: 1160)

حضرت علی ع فرمود :
امروز ( عید غدیر ) روز بس بزرگى است .
در این روز گشایش رسیده و منزلت ( کسانى که شایسته آن بودند ) بلندى گرفت و برهان  هاى خدا روشن شد و از مقام پاک با صراحت سخن گفته شد و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پایمان است[1]

ماجراي غدير

در سال دهم هجرت پيامبر (ص) از طرف خداوند مأمور شدند تا دو مسئله مهم دين اسلام را به مردم ابلاغ نمايند و آن دو مسئله عبارت بودند از حج و ولايت و خلافت دوازده امام (ع). پس از اين اعلان، مردم با عجله آماده خروج از مكه شدند. بعد از اينكه افراد به محل غدير خم رسيدند پيامبر بر روي منبري كه در زير درخت كهنسالي كه در آنجا بود ساخته بودند رفت و سپس دستور داد تا اميرالمومنين (ع) را فراخواندند و دستور دادند بالاي منبر پيامبر و دست راست آن حضرت بايستد، پس پيامبر منتظر ايستادند تا مردم كاملاً جمع شدند و آنگاه خطابه رسمي خود را بيان نمودند.

 

ايشان در اثناي خطبه دو عمل را انجام دادند، در ابتدا پس از مقدمه چيني و ذكر مقام خلافت و ولايت اميرالمومنين(ع) براي اينكه هرگونه شك و شبهه‌اي را برطرف نموده باشند پس از شرح مقام ولايت به صورت لساني حضرت علي(عليه‌السلام) را جانشين خود خواندند و آن را بدينگونه عنوان كردند كه: «باطن قرآن و تفسير آن را براي شما بيان نمي‌كند مگر اين كه كسي كه دست او را مي‌گيرم و او را بلند مي‌كنم و بازويش را گرفته‌ و او را بالا مي‌برم» سپس حضرت بازوان علي (ع) را گرفتند سپس فرمودند: «هر كس من مولي و صاحب اختيار اويم اين علي مولي و صاحب اختيار اوست». و اقدام عملي دوم حضرت پيامبر، بيعت گرفتن از مردم بود، چون زياد بود و گرفتن بيعت از آن جمعيت انبوه غيرممكن بود لذا ممكن بود كه افرادي به بهانه‌هاي مختلف از بيعت شانه خالي كنند، حضرت فرمودند به خاطر ازدحام جمعيت امكان بيعت‌گرفتن از همه وجود ندارد اين سخن را كه من مي‌گويم تكرار كنيد و بگوييد: «ما فرمان تو را از جانب خداوند كه درباره علي‌بن‌ابيطالب و امامان و مريدانش به ما رساندي اطاعت مي‌كنيم و به آن راضي هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر اين مدعا بيعت مي‌كنيم... عهد و پيمان در اين‌باره براي آنان از ما از قلب‌ها و جان‌ها و زبان‌ها و ضماير و دستانمان گرفته شد. هر كس با دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار كرده است».

 

وقتي كلام حضرت پايان يافت همه مردم سخن ايشان را تكرار نمودند و بدينوسيله بيعت عمومي گرفته شد. در مراسم بيعت، پيامبر (ص) عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمومنين (ع) قرار دادند.

 

ادعاي منافقان و دشمنان حضرت علي مبني بر اينكه هدف از مراسم غدير، اعلان دوستي حضرت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و اله) به حضرت علي(عليه‌السلام) است:

پيامبر زماني كه صحابه جمع شدند تا ايشان خطبه غدير و مراسم غدير را اجرا كنند و فرمودند: «اي مردم من علي را دوست دارم!» و چند بار اين جمله را تكرار نمودند و سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه آن حادثه‌اي كه پيامبر مي‌خواست مردم ببينند و آن را به گوش ديگران برسانند آيا به اين علت بود كه پيامبر علي را دوست دارد؟ آيا چنين حركتي از يك انسان عادي قابل قبول است؟ و آيا حركتي بيهوده نبوده است؟ و مگر مسلمانان نمي‌دانستند كه پيامبر را دوست دارد؟ ولي مي‌توان اين موضوع را اينگونه پاسخ داد كه اگر روز غدير تنها براي ابلاغ دوستي بود، پس چرا جبرييل، آن فرشته بزرگ وحي بيايد و رسول خدا را از پيام وحي آگاه كند و چنانكه خود شخص رسول خدا (ص) فرمودند: همانا جبرييل كه درود خدا بر او باد سه بار بر من نازل شده و سلام خدا را رساند، و فرمود كه در اين مكان (غديرخم) توقف نمايم، و به سياه و سفيد شما اعلام كنم كه علي‌بن‌ابيطالب وصي و جانشين و پيشواي شما بعد از من است، جايگاه او نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسي پيامبر است، با اين تفاوت كه پس از من پيامبري نخواهد آمد، علي(ع) پس از پيامبر، رهبر شماست، و خداوند بزرگ آيه‌اي در قرآن در همين مسئله نازل فرموده كه: همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و كساني كه ايمان آوردند و نماز را به پاي دارند، و در حال ركوع زكات بپردازند. همانطور كه مي‌دانيم علي‌(عليه‌السلام) نماز را به پاداشت، و در حال ركوع زكات پرداخت و در هر حال خدا را مي‌طلبيد و اگر هدف آن حضرت تنها اعلان دوستي با علي (عليه‌السلام) بوده، پس چرا آيه نزول آيه 55 سوره مائده (بلغ ما انزل اليك) به اعلام رهبري امام علي (عليه‌السلام) ارتباط دارد كه در اين آيه خداوند مي‌فرمايد: اي رسول خدا آنچه درباره علي از طرف خدا بر تو نازل شد، ابلاغ كن يعني رهبري علي (عليه‌السلام) بر امت اسلامي را به مسلمانان بازگو و چرا در سخنراني خود، امامت و وصايت امام علي (عليه‌السلام) را آشكارا بيان نمود.2

خطابه‌هاي قبل از غدير

اولين خطابه حضرت رسول در منا بود. اين خطبه اشاره به امنيت اجتماعي مسلمين از نظر مال، و جان و آبرو داشت، سپس آن حضرت خونهاي به ناحق ريخته شده و اموال به ناحق گرفته شده در دوران جاهليت را بخشيدند تا بدين وسيله كينه‌توزي‌ها از بين برود، و سپس در اين خطابه فرمودند: «اگر من نباشم علي‌بن‌ابيطالب در مقابل متخلفين خواهد ايستاد» و سپس ايشان حديث ثقلين را بيان فرمودند: « من دو چيز گرانبها در ميان شما باقي مي‌گذارم كه اگر به اين دو تمسك كنيد هرگز گمراه نمي‌شويد: كتاب خدا و عترتم يعني اهل‌بيتم».

 

دومين خطابه را حضرت در مسجد حنيف در منا فرمودند: ايشان در اين خطبه به اخلاق عمل، دلسوزي براي امام مسلمين و تفرقه نينداختن سفارش فرمودند و تساوي همه مسلمانان در برابر حقوق و قوانين الهي را اعلام كردند.3

غدير از نظر اهل‌بيت (عليه‌السلام)

پيامبر اكرم (صلي‌الله‌عليه‌و اله) فرمودند: روز غديرخم برتر اعياد امت من است و آن روزي است كه خداي متعال به من امر فرمودند تا برادرم علي‌بن‌ابيطالب (عليه‌السلام) را به عنوان علم (هدايت) براي امتم معرفي كنم، تا پس از من به وسيله او هدايت شوند.

حضرت علي (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: ايشان در سالي كه روز جمعه و عيدغدير در يك روز افتاده بود فرمودند: امروز، روزي بس بزرگ است. امروز روز كامل‌شدن دين است، امروز روز عهد و پيمان است. امروز،‌ روز بيان حقايق ايمان است. امروز روز راندن شيطان است.

 

حضرت فاطمه زهرا(س): محمدبن‌لبيد گويد: روزي به حضرت فاطمه‌(س) عرض كردم، آيا رسول خدا بر امامت علي‌(عليه‌السلام) تصريح فرمودند: حضرت فرمودند: و اعجبا، آيا روز غدير را فراموش كرديد! امام حسن مجتبي: در سال 41 هجري، زماني‌ كه امام حسن مجتبي(عليه‌السلام) مي‌خواست پيمان صلح را با معاويه منعقد كند خطبه‌اي خواندند كه در ضمن آن خطبه فرمودند: اين امت، جدم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) را ديدند و از او شنيدند، كه دست پدرم را در غديرخم، به دست گرفت و به آن‌ها فرمود: (من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه، سپس به آن‌ها امر فرمودكه حاضران به غايبان بگويند.

 

امام محمد باقر(عليه‌السلام) فرمودند: ابليس چهار روز از سر ضعف و عجز ناله سرداد: روزي كه مورد لعن قرار گرفت، روزي كه به زمين فرستاده شد، روزي كه پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله) به نبوت مبعوث شد، و روز عيدغديرخم.5

 

 

امام رضا (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: اين روز، روز عيد اهل‌بيت محمد عليهم‌السلام است. هر كس اين روز را عيد بگيرد خداوند مالش را زياد مي‌كند.

امام هادي(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: روز غدير روز عيد است، و افضل اعياد نزد اهل‌بيت و محبان ايشان به شمار مي‌آيد.7

 

معجزه غدير

واقعه عجيبي كه به عنوان يك معجزه تلقي مي‌شد در روز عيد غدير اتفاق افتاد و آن ماجراي «حارث فهوي» بود. در آخرين ساعات از روز سوم،‌ او با 12 نفر از اصحابش نزد پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و آله) آمد و گفت:

 اي محمد! سه سؤال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگي خداوند و پيامبر خود را از جانب پروردگارت آورده‌اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده‌اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا اينكه درباره علي‌بن‌ابيطالب گفتي: «من كنت مولاه فعلي مولاه ...» از جانب پروردگار بود يا از پيش خود گفتي؟

 

حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:«خداوند به من وحي كرده است و واسطه بين من و خدا جبرييل است و من اعلان كننده پيام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبري را اعلان نمي‌كنم».

حارث گفت: خدايا، اگر آنچه محمد مي‌گويد حق و از جانب توست سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكي بر ما بفرست» سخن حارث تمام شد و به راه افتاد. خداوند سنگي از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد. بعد از اين جريان، آيه «سال سائل بعذاب واقع، للكافرين ليس له دافع...» (سوره معارج، آيه 21) نازل شد. پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و اله) به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟ گفتند آري. با اين معجزه، بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحي سرچشمه گرفته و يك فرمان الهي است.8

نتيجه

روز غدير به فرموده امام جعفر صادق(عليه‌السلام) بزرگترين و از بهترين اعياد اسلامي است. غدير عيدي است كه از تمام اعياد عظمت و شرافت و فضيلت و حرمتش بيشتر است. در اين روز پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و اله)  به امر پروردگار حضرت علي(عليه‌السلام) را به امامت و خلافت پس از خود منصوب فرمودند و به نص قرآن كريم در چنين روزي اكمال دين و اتمام نعمت الهي بر مسلمانان گرديد و به فرموده امام صادق (عليه‌السلام) لازم است در چنين روز باعظمتي جشن و سرور به پا نمايند و به ديدار يكديگر بروند و تبريك و تهنيت بگويند.

 

              اعمال مستحبی عید غدیر خم [2]

1. روزه گرفتن: روزه گرفتن در این روز بسیار پرفضیلت شمرده شده است. در برخی روایات بیان شده که هر کس این روز را روزه بگیرد مانند کسی است که تمام عمر دنیا را روزه گرفته باشد. 
شایان ذکر است کسی که روزه قضای ماه رمضان بر عهده دارد نمی‌تواند روزه مستحبی بگیرد و باید به جای نیت روزه مستحبی، نیت روزه قضا کند اما اگر روزه قضا را در این روز انجام دهد، امید است خداوند ثواب روزه مستحبی این روز را هم به او عطا فرماید. 
2. غسل: غسل کردن در این روز به نیت غسل روز عید غدیر خم، فضیلت دارد و بهتر است این غسل کمی قبل از ظهر (مقارن زمانی که پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین را به ولایت و امامت نصب نمودند) انجام شود. 
3. احسان و اطعام و نیکی کردن به مؤمنان: از دیگر اعمال بسیار با فضیلت این روز احسان و نیکی به مؤمنین است. از این روی برگزاری جشن‌ها و مراسم بزرگداشت این روز بسیار سفارش شده است. همچنین گشاده‌رویی با برادران ایمانی، زینت کردن، اطعام و خوشحال کردن آن‌ها مورد تاکید است. 
4. صله رحم و دید و بازدید: در میان ایرانیان رسم است که در این روز به دیدار سادات مکرم می‌روند و عید را به آنان تبریک می‌گویند. هرچند زیارت از سادات در این روز به عنوان عملی مستقل وارد نشده، اما این عمل هیچ منع شرعی ندارد و رسمی بجا و خوب است؛ و می‌تواند یکی از مصادیق تعظیم و بزرگداشت شعائر الهی باشد. 

 نکات شاخص در خطبه غدیر[3]

ذیلاً نکاتى را که در یک نگاه به صورت عمومىِ خطبه، در آن شاخص است اشاره مى نمائیم:

  • شاهد گرفتن حضرت، خداوند را بر تبلیغ خود در موارد مختلف خطبه.
  • شاهد گرفتن حضرت، مردم را بر تبلیغ خود در مواضع مختلف خطبه. 
  • استشهاد به آیات قرآن در بسیارى از مواضع خطبه.- تأکید حضرت بر مسئله ى امامت   دوازده امام علیهم السلام بعد از خود در چند مورد از خطبه. 
  • تأکید حضرت بر عدم تغییر حلال و حرام و تبیینِ آن توسط امامان در چند مورد. 
  • تفسیر بسیارى از آیات قرآن به اهل بیت علیهم السلام در مواضعى از خطبه. 
  • اشاره به منافقین و اقداماتِ گذشته و آینده ى آنان صریحاً و تلویحاً در چند   مورد. 
  • اختصاص نیمى از اول خطبه به اصل مطلب یعنى اعلان رسمى ولایت ائمه علیهم   السلام، و پس از فراغت از مطلب اساسى و موضوع اصلى، توضیحات در باره ى آن و نیز   مطالب دیگرى از قبیل نماز و زکات و حج در نیمه ى دوم خطبه.

 ادامه مطلب را کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 2 آبان1393ساعت 9:43 AM  توسط مجید منیعی مدیر مدرسه  |